السيد حامد النقوي

211

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

خود آن را إعاده و تكرار نموده ، بكمال وضوح و ظهور ثابت مىنمايد كه ذكر او حديث « عليكم بسنّتى » را بمقابلهء حديث ثقلين ، معارضهء قبيحهء واهيهء و مجادلهء فضيحهء جالبة الدّاهيه مىباشد ! . وجه 6 - درين كه احتجاج مخاطب به اين خبر مخالف التزام والد ما جدش نيز مىباشد ششم آنكه : احتجاج مخاطب به اين خبر ، مخالف افادهء والد ماجدش نيز مىباشد زيرا كه او در آخر « قرة العينين » گفته : [ اين ست تقرير آنچه درين رساله از دليل عقلى و نقلى بر تفضيل شيخين اقامت نموده‌ايم ، بقية الكلام رفع شبهات مخالفين است ، و ما را درين رساله بأجوبهء اماميّه و زيديه كار نيست ، مناظرهء ايشان بطور ديگر بايد نه بأحاديث « صحيحين » و مانند آن ] انتهى . از اين عبارت در نهايت اتّضاحست كه شاه ولى اللَّه با وصف آن همه تنطّع و تشدّق و توسّع و تفهيق أحاديث « صحيح بخارى » « و صحيح مسلم » و مانند آن را نيز در مناظرهء اماميّهء بلكه زيديّهء هم بيكار وا مىنمايد و بمستفيدين خود ارشاد مىفرمايد كه مناظرهء ايشان بطور ديگر بايد نه بأحاديث صحيحين . پس كمال عجبست از مخاطب كه چسان بر مخالفت سراسر جسارت و مشاقّت سرا پا خسارت والد ماجد خود كمر خويش بسته و در مناظرهء اهل حق بأحاديث واهيه كه در كتب مذهب خود يافته تمسّك جسته ! بالجمله هر گاه بنصّ شاه ولى اللَّه أحاديث صحيحين و مانند آن قابل ذكر در مناظرهء اهل حقّ نباشد ، حديث « عليكم بسنّتى و سنّة الخلفاء » كه أصلا نشانى از آن در صحيحين هم نيست چگونه قابليّت احتجاج بر اهل حق و أنهم بمقابله و معارضهء حديث ثقلين خواهد داشت ؟ ! و ذكر آن درين مقام در مناظرهء اهل حق كرام ، حضرتش جائز و سائغ خواهد انگاشت ، فثبت أنّ المخاطب المخفوق ، قد تاه من الغيّ في أوحش السّباسب و الخروق ، و ركب بذكر هذا الخبر المقلوع العروق ، عقبة العدوان و المروق . و امتطى في خلاف أبيه صهوة العصيان و العقوق ، و اللَّه وليّ التوفيق للوفاء بالحقوق ، و منه العصمة عن التورّط في موبقات الفسوق . وجه 7 - فساد معارضهء صاحب « تحفه » باعتراف شاگردش رشيدخان دهلوى هفتم آنكه : اين احتجاج باطل و خداج مخاطب بادى الاعوجاج حسب افادهء